درست سه هفته پيش از اين آن زمان كه مردم شهر سخت در گيرودار تدارك انتخابات بودند صبح جمعه اي مثل همه جمعه هاي اين 50 سال پیر مرد يا علي محكمي گفت و به عشق زورخانه نيرومند خودش را به ميدان سنگ رساند...
... سالها پيش وقتي جلوي در زورخانه مي رسيد به احترام بزرگ ترها آيين تعارف به جا می آورد؛ ابتدا سادات و پهلوانان ارشد و پيشكسوتان وسپس سايرين به ترتيب سن وارد مي شدند اما با وجود اينكه او امروز پيشكسوتي مسلم و پهلواني تمام عيار بود هنوز به رسم ادب و كرنش قبل از ورود، در آستانه در ايستاد و تعارف كرد، جوانترها ادب كردند و او را روانه زورخانه کردند ، به محض ورود صداي زنگ و ضرب و صلوات كه نشانه احترام خيلي زياد مرشد است در فضاي معنوي زورخانه پيچيد...

مرشد حاج احسان گلچين وقايع آن روز را چنين بازگو مي كند:«وقتي پهلوان اسماعيل شهر بابكي وارد زورخانه شد با زنگ و ضرب و صلوات ورودش را خير مقدم گفتيم؛ پهلوان حال منقلبي داشت به شكلي كه با روزهاي ديگر خيلي فرق مي كرد كنارش نشستم؛ گفتم اگر حالتان خوب نيست امروز ورزش نكنيد گفت ورزش نمي كنم ولي مي خواهم مدح علي بخوانم ورزشكاران كه آمدند پهلوان اسماعيل لباس عوض كرد و رخصت خواست، آستان گود را بوسيد و وارد گود زورخانه شد و رفت سر تخته – خيلي به ادبيات وشعرعلاقه مند بود چندين هزار بيت شعر حفظ بود- شروع كرد به خواندن مدح علي.»
پهلوان حاج حسن بخشيان رييس هيات ورزشهاي زورخانه اي و كشتي سنتي كاشان نيز مي گويد:« مقتداي همه ورزشكاران زورخانه اي علي است اما پهلوان اسماعيل شهر بابكي ارادت ويژه اي به مولايش داشت آن روز وقتي داخل گود شد سراز پا نمي شناخت گويا چيزي برايش عيان شده بود كه بر ما و ديگران پنهان بود با شور و حال خاصي مدح علي (ع) را آغاز كرد ؛
هو الاول هو الاخر هوالظاهر هو الباطن
علي دنيا علي عقبي علي دريا علي صحرا
علي جانم علي قلبم علي روحم علي دينم
علي هست نور اعضايم علي هست خواب رويايم
علي پير و ولي من علي راه طريق من
علي ذات خداي من علي ذكر حيات من
علي يار محمد بود علي داماد احمد بود
علي سردار واحد بود علي شاه ولايت بود
...
مرشد حاج اصغر مهندس مي گويد :« پهلوان اسماعيل علاوه بر اينكه پيشكسوت و جوانمرد بود روحيات خاصي داشت كه منحصر به خود او بود. بسيار متواضع بود و مرام هاي فتوت و جوانمردي را به خوبي رعايت مي كرد، همه خصائل اخلاقی او عالی بود سفره دار بود وفادار بود ، پادار بود می گفت وقت مرگم دوست دارم ذکر علی بر لب داشته باشم...»
مرشد حاج احسان گلچين ادامه مي دهد:« مدح علي را با شور و حال تا آخر خواند
علي ذاكر و ساجد بود علي قائم به واحد بود
علي در مسجد كوفه به محراب عبادت بود
علي والي كوفه بود علي در قبله حاضر بود
علي در بستر احمد امانت دار صابر بود
علي همراه احمد بود علي نور محمد بود
ميان آب و گل آدم به دستان محمد بود
...
سپس از گود خارج شد روي نيمكت كنار گود نشست، آرام دراز كشيد وقتي به بالاي سرش رسيدم ديدم لبخندي بر لب دارد و گويا سالهاست از اين جهان رفته است ...»
حاج حسن بخشيان مي گويد:« روز 15 خرداد، جمعه، پيشخواني اذان ظهر، مدح علي بر لب و به لقا الله پيوستن سعادتي است و آرزوي هر باستاني كاري است كه برايش چنين لحظه اي پيش بيايد و اين از خلوص و نيت پاك وارتباط عاطفي و قلبي پهلوان اسماعيل شهر بابكي بود كه پس از 50 سال ياعلي گفتن ذكر علي بر لب به ديدار معشوقش شتافت ...»
پهلوان اسماعيل شهر بابكي اول فروردین سال 1313 در کاشان بدنیا آمد ورزش باستانی را از دوران نوجوانی در زورخانه نیرومند آغاز کرد در زورخانه های تختی و دانشگاه آزاد و سایر شهرهای کشور هم حضوری فعال داشت چندین سال متوالی صاحب مقام در رده های مختلف مسابقات زورخانه ای کشوربود که از آن جمله می توان به مقام چهارم کشوری در سال 80 مقام دوم در سال 82 مقام چهارم در سال 83 مقام سوم در سال 84 اشاره کرد این ورزشکار و پیشکسوت با اخلاق ورزش باستانی سرانجام روز جمعه 15 خرداد 88 درسن 75 همانگونه گه آرزو داشت در حالی که ذکر علی برلب داشت در زورخانه نیروند کاشان به معبود شتافت یادش گرامی و قرین رحمت خداوندباد.
در گذشت اين پيشكسوت با اخلاق و جوانمرد ورزش باستاني بهانه اي شد براي شنيدن در دل هاي باستاني كاران كاشاني؛ حاج حسن بخشيان مي گويد:« فكر نمي كنم كه فايده اي داشته باشد سالهاست كه گلايه ورزشكاران باستاني مطرح مي شود ولي گوش شنوايي نيست...»
او بزرگترين مشكل ورزش باستاني كاشان را وابستگي تشكيلاتي به اصفهان مي داند و ادامه می دهد:«این داستان همه کاشانی هاست و تازگی ندارد تا زمانی که اینگونه باشد نباید به امید اتفاق خاصی باشیم ...» رییس هیات ورزشهای زورخانه ای وکشتی قهرمانی کاشان از مراجعه به مسئولین مختلف و اینکه هیچ نتیجه ای نگرفته می گوید.پنج زورخانه در کاشان فعال است که بیش از 100 ورزشکار در آن فعالیت دارند و از قدیم تا بحال مرشدها و ورزشکاران کاشانی زبانزد بوده اند؛ می گوید:« از سال 76 تا کنون 12 سال است که مسئولیت این هیات را دارد ولی تاکنون یک ریال اعتبار و کمک از اصفهان دریافت نکرده است.» سابقه آشنایی او با حیدریان رییس تربیت بدنی به دوران جبهه و جنگ بر می گردد ولی در عین حال می گوید:« دست ایشان برای کمک به ورزشکاران بسته است... بخشیان از من می پرسد خاصیت این فرمانداری ویژه برای کاشان چیست؟ بلافاصله جواب می دهد:« این سوال را از نماینده مجلس هم پرسیده ام ولی جوابی نشنیده ام ...»
مرشد حاج احسان گلچین نیز از استقبال خوب جوانان و نبود بودجه سخن می گوید:« مرشد رکن زورخانه است بیمه مرشدها یکی از خواسته های ماست ولی سالهاست که مسئولین وعده می دهند ولی هنوز عملی نشده است .»
مرشد حاج اصغر مهندس می گوید:« ورزش باستانی تنها ورزش نیست بلکه فعالیت فرهنگی، اعتقادی و ترویج اخلاق و جوانمردی است دولت این همه برای فوتبال هزینه می کند ولی توجه چندانی به این ورزش نمی شود .» وی نیز با اشاره به علاقه و استقبال جوانان می گوید:« زورخانه کار دل است و آدم عاشق می خواهد اگر پشتوانه مادی و معنوی همراه این عشق شود امکان توسعه آن فراهم می شود.»
حاج حسن بخشیان می گوید:« درد دل زیاد است خسته تان کردم بگذریم؛ دوشنبه تشریف بیاورید زورخانه نیرومند زیارت عاشورا داریم» لبخندی می زند و ادامه می دهد:« دلخوشی ما هم همین است روشن نگه داشتن چراغ این زورخانه ها و زنده ماندن نوای مرشدها و صدای ضرب و...:»
خداحافظی که می کنم ناخود آگاه تصویر آرام و نورانی استاد علی محمد کارگر هنرمند گره چین و پهلوان پیش کسوت کاشانی جلو چشمم نقش می بندد، فاتحه ای می خوانم و خاطرات یک هفته زندگی با استاد کارگر در جریان ساخت فیلم کوتاه 8 میلیمتری «تار شکسته» (امیر عباس مهندس-1371) را در ذهنم مرور می کنم ...صدا چون می دهد تار شکسته...
+ نوشته شده در شنبه
1388/04/06ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط عباس شافعی
|
اردیبهشت ماه؛ با وجود تمام زیبائی و نشاط و سرسبزی اش، یادآور خاطره سرد خاموشی بزرگ مردی است که 55 بهار قلبش به عشق ایران طپید. نام دکتر حسین عظیمی آرانی همواره با ایده های نو ، نگرش های انتقادی ، دلسوزی و علاقه مندی برای توسعه کشور همراه است، او که از وسعت کویر برخاسته بود هیچ گاه به محدودیت نمی اندیشید وهمیشه در اندیشه توسعه بود توسعه ای همراه با برنامه ریزی هوشمندانه و آگاهانه.
دکتر حسین عظیمی درسهای آموختنی و آموزه های فراوان ، ارزشمند و ماندگاری را به مدیران ، برنامه ریزان و سیاستگذاران کشور ارائه کرد که آثارش سالهای سال در کشور باقی است او از تئوری پردازان اصلی برنامه های مختلف توسعه کشور و از اعضای ارشد سازمان برنامه و بودجه و بعد ها مدیریت و برنامه ریزی کشور که این روزها دیگر نامی از آن باقی نمانده!! بود.
آشنایی من با دکتر حسین عظیمی آرانی بیشتر از آنجایی بودکه ایشان با وجود کسب مدارج علمی و سالها زندگی در خارج از کشور ، پسوند « آرانی» را از خود دور نکرده بود ! خواندن مقالات ارزشمند او در مطبوعات با نام « حسین عظیمی آرانی» برای ما که خود را همشهری او می دانستیم لذت بخش و افتخار آفرین بود !
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه
1388/02/09ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
بهانه ای برای گفتگو با شهردار/مصرف الگوی اصلاح یا اصلاح الگوی مصرف
درست یک ماه از شلیک توپ سال 1388 می گذرد و از آنجایی که این سال به عنوان زیبا و ارزشمند« اصلاح الگوی مصرف» زینت گرفته هرکس در حد وسع و توان خود تلاش میکند تا دین خود را به این عنوان قشنگ ادا کند. از چاپ یک شبه صدها هزار متر بنر و نصب آن در معابر، میادین و مناظر شهرها تا ارسال میلیونها برگ نامه و دستور العمل و بخشنامه از وزارت خانه ها به استانداری ها و از آنجا به ادارات کل و فرمانداریها و ادارات جزء تا دهیاری ها و شورهای روستایی و... ایراد هزاران ساعت وعظ و خطابه و سخنرانی و تشکیل صدها کار گروه و کمیسیون و نشست و... تنها بخشی از تلاش در مسیر« اصلاح الگوی مصرف » در یک ماه گذشته است واین تازه آغازی است بر سالی که هنوز یازده ماه آن در پیش
است.(وبی انصافی است که در تلاش یادی از ذوق و هوش سرشاراز خلاقیت و مرام طناز جماعت ایرانی که از لحظه تحویل سال جلوتر از هر دو لت مردی دست به کار تولید هنرمندانه، سریع و نغز انبوه پیامک شدند نکنیم و سهم آنان در این نهضت نادیده بگیریم.!)
اینکه سرانجام این همه شور، احساس و تلاش ما را به کدام کجا آباد! خواهد برد و نگرانی از این همه صرف واژه «اصلاح الگوی مصرف» که خود عین اسراف است و در پایان سال چه بر سر سال! خواهد آمد؛ دلیل نگارش این سطور نیست؛ چرا که ما معمولا عادت داریم از پیشنهادهای خوب نتایج بد ومتملقانه به بار آوریم و لذت یک برنامه راهبردی را به زحمت گرفتاری در گلافی سردگم بدل سازیم. آنچه مرا به ظاهر همراه با جماعتی کرده که ادعای اصلاح الگوی مصرف دارند ولی در واقع همچون خاله خرسه دوستی خود را به اصلاح یا به الگو یا به مصرف و یا به هر سه آنها ثابت می کنند؛ دستور جدید شهردار معزز کاشان است که گویا به بهانه سال اصلاح الگوی مصرف فرموده اند چند نسخه روزنامه ای که برای روابط عمومی و برخی واحدها و مدیران شهرداری ارسال می شده قطع شود.!- (البته این خبر را موزعین زحمت کش روزنامه های مختلف که روزنامه را برای شهرداری میبرند گفته اند؛انشا الله که درست نباشد! و این سوء تفاهم ! تنها بهانه ای باشد برای گفتگوی هرچند یک طرفه با آقای شهردار)- شهر دار کاشان که فردی دانشگاهی و فرهیخته هستند حتما اذعان دارند که نگاه تک بعدی به این پدیده وتنها تاکید بر جلوگیری از اسراف راه اصلاح الگوی مصرف نیست و حتی اگر چنین هم باشد اصلاح الگوی مصرف را نباید از فرهنگ،اطلاع رسانی ،آموزش و مطبوعات آغاز کرد. اصلا اینکه الگوی مصرف در کشور ما نیازمند اصلاح است ؛ ریشه در فرهنگ و بد آموزی های فرهنگی ما دارد. پس تشویق کارمندان، شهروندان و به ویژه کودکان، نوجوانان و جوانان شهر به خواندن ، آموختن و عادت دادن آنها به درست اندیشیدن، زیرساخت محکمی در« اصلاح الگوی مصرف» در همه زمینه هاست و چه سازمانی شایسته تر، توانمند تر و لایق تر از شهر داری که پیشاهنگ این مهم باشد.
با این مقدمه امید می رود جناب شهردار؛ اولا: اگر کسانی هستند که« اصلاح الگوی مصرف » را تنها صرفه جویی ترجمه می کنند، آنها را توجیه کنند. دوم اینکه: صرفه جویی را در متوقف کردن جریان آزاد اطلاعات و قطع کردن اشتراک روزنامه ها جستجو نکنند! و دست آخر اینکه در نهضت «اصلاح الگوی مصرف» روی جماعت روزنامه نگار و اهالی فرهنگ و ادب و هنر در کاشان حساب ویژه ای باز کنند و مطمئن باشند از همراهی و مشورت با آنها پشیمان نخواهند شد.
+ نوشته شده در سه شنبه
1388/02/01ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
در صفحه روز بیستم دی ماه برخی! از تقویم ها از این روز به عنوان روز شهادت امیر کبیر یاد شده است .
این در حالی است که رسانه ملی! تنها در یکی از برنامه های جانبی شبکه خبر – تقویم تاریخ - روز 19 دی ماه!! را روز قتل امیر کبیر می نامد و با نشان دادن صحنه هایی از فیلم سینمایی امیر کبیر به زعم خود حق این صدر اعظم شجاع ناصری را ادا می کند.
در باب امیر کبیر گفتنی بسیار است ولی در این مجال به دو دیدگاه معاصر نظری می افکنیم و در ادامه دست خطی از امیر که گویی زبان حال امروز! ملت ایران است تقدیمتان میشود و برای آشنایی بیشتر با امیر کبیر که الحق هر ایرانی باید اورا خوب بشناسد شما را به لینک آشنایی با زندگی امیر کبیر حواله می دهم . و امیدوارم کاشانی ها امروز با حضور در باغ شاه یاد این مصلح بزرگ ایران را زنده نگه دارند و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/10/20ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
در نبردی نابرابر با شهرداری ؛ سرانجام قلعه جلالی پیروز شد!
سرانجام پس 5 سال جدال بین دوستدارن میراث فرهنگی و شهرداری، سوله ورزشی جنب قلعه تاریخی جلالی تخریب شد . سرپرست اداره میراث فرهنگی ،صنايع دستي و گردشگري کاشان از تخریب و
شهروندان کاشانی انتظار دارند مدعی العموم و مقامات قضایی شهر بدور از هرگونه ملاحظه ای ؛ - و تا غبار فراموشی بر این زیان آشکار به بیت المال ننشسته- به نمایندگی از شهروندان سریعا با تشکیل پرونده ای عامل یا عاملین این حیف و میل و خسارت به بیت المال را شناسایی کنند و با محاکمه و بازگرداندن هزینه ها به حساب شهرداری حقوق شهروندان اعاده شود .از طرف دیگر شورای شهر دوم و سوم نیز باید سریعا پاسخ قانع کننده ای به افکار عمومی ارائه دهند.
جلوگيري از ادامه ساخت سوله ورزشي در حريم "برج و باروي قلعه تاريخي جلالي" خبر داد. وی هدف از اين اقدام را جلوگيري از به هم خوردن حريم منظري برج و باروي قلعه تاريخي جلالي عنوان کرد.و افزود: طرح احداث اين سوله با وجود مخالفت سازمان ميراث فرهنگي ، توسط شهردار وقت در حريم درجه يك برج و باروي قلعه جلالي كاشان پايه ريزي شد.


وي اظهار داشت: با وجود مخالفت سازمان ميراث فرهنگي با ساخت و ساز در حريم آثار و ابنيه تاريخي ، قطعات فلزي اين طرح ورزشي نصب شد.
5 سال قبل زمانی که اولین کلنک بنای این سوله ورزشی در حریم قلعه جلالی به زمین زده شد ،نشریه محلی طوبی با افشای خبر تجاوز به حریم قانونی و منظری قلعه جلالی خواستار توقف آن شد . بعد ها با مشاهده بی توجهی شهرداری طوبی یا انتشار عکس ها و گزارشی خواستار فعال شدن تشکل های مردمی دوستدار میراث فرهنگی و مقامات دولتی شد و با ارسال نامه ای به معاونت وقت رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشکری ضمن اعتراض به تجاوز شهرداری کاشان به حریم قانونی و منظر این اثر ارزشمند تاریخی خواستار شد تا قائله جها نمای دیگری علم نشده چاره ای بیندیشند. بدنبال آن میراث فرهنگی اقدام به نامه نگاری به شهرداری و شورای شهر کرد و سرانجام پس از اینکه نامه ها نتوانست شورا و شهرداری را قانع کند با تشکیل پرونده ای پیگیری موضوع به مراجع قضایی سپرده شد این در حالی بود که شهرداری بدون کوچکترین توجهی به درخواست های علاقمندان به میراث فرهنگی به سرعت کار ساخت سوله را ادامه می داد تا اینکه دادگستری برای بررسی بیشتر پرونده و فرصت لازم برای کارشناسی ، حکم توقف ساخت و ساز سوله ورزشی در حریم قلعه را صادر کرد. با وجود صدور حکم توقف، شهرداری همچنان به کار خود ادامه داد تا اینکه ساخت سوله به مراحل نهایی خود رسید. در حالی که زمزمه افتتاح این وصله ناهمگون روح بلند برج و باروی قدیمی شهر را غمین و افسرده کرده بود خبر رسید که سرانجام پیگیری های میراث و دوستداران قلعه جلالی در دادگستری منجر به صدور حکم تخریب این گلاف آهنی در جوار یکی از آثار با ارزش تاریخی شهر شد. و این روزها شهروندانی که از کنار قلعه جلالی عبور می کنند با صحنه هایی زیبا و زشت روبرو می شوند. زیبا از آن روی که قلعه جلالی پیروز شد و توانست به پشتوانه قدمت ، عظمت ، اصالت و پایداری خود بر لجبازی و اصرار کور کورانه و غیر کارشناسی عده ای که منابع و اعتبارات شهر را بازیچه احساسات و ناتوانی های خود قرارداده اند حاکم شود و برگ افتخار دیگری بر تاریخ پر بار این شهر بیافزاید.و زشت از این جهت که مردم شهر با چشمان خود شاهد حیف و میل اموال و سرمایه های شهرهستند و هیچ کس فریاد رس نیست ! در شرایطی که شهر هزاران نیاز کوچک و بزرک ساختاری و کالبدی دارد و شهروندان هر روز چشم های نگران خود را به در و دیوار رنگ ورو رفته و نیازمند شهر دوخته اند تا مگر تغییری ، تحولی و پروژه ای بنا شود؛ شاهد هدر رفتن صدها میلیون تومان از سرمایه های شهر هستند و زشت تر از آن اینکه هیچ مقام مسئولی پاسخی حتی توجیه کننده به این اقدام نمی دهد...
... همانگونه که حفظ برج وباروی کهنسال شهر و دفاع از آن وظیفه شهروندان است جلوگیری از حیف ومیل اموال و سرمایه های شهر نیز از حقوق شهروندی است که شهروندان فهیم کاشانی به آن واقف هستند. لذا ضمن قدردانی از پیگیری و اقدام و تشخیص بجای مقامات قضایی در پرونده قلعه تاریخی جلالی انتظار دارند مدعی العموم و مقامات قضایی شهر بدور از هرگونه ملاحظه ای ؛ - و تا غبار فراموشی بر این زیان آشکار به بیت المال ننشسته- به نمایندگی از شهروندان سریعا با تشکیل پرونده ای عامل یا عاملین این حیف و میل و خسارت به بیت المال را شناسایی کنند و با محاکمه و بازگرداندن هزینه ها به حساب شهرداری حقوق شهروندان اعاده شود .از طرف دیگر شورای شهر دوم و سوم نیز باید سریعا پاسخ قانع کننده ای به افکار عمومی ارائه دهند.
برج و بارو و يخچال قلعه جلالي در زمان سلطان جلال الدين ملكشاه سلجوقي، حدود 900 سال قبل در اطراف شهر كاشان براي محافظت و حراست از ساكنان شهر و نيز جلوگيري از حمله متجاوزان و سركشان طوايف مختلف احداث شده بود.
اين مجموعه تاريخي شامل قلعه و يخچال، در سال 1335 به شماره 1350 و باقيمانده آن در نقاط مختلف شهر مانند برج و باروي خيابان ملامحسن فيض كاشاني، خيابان آيت الله كاشاني و خيابان غياث الدين جمشيد كاشاني و نزديك بازار و كاروانسراي ميرپنج درسال 1355 به شماره 1357 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/08/26ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
حاج شکر الله ستوده هم بعد از یک دوره بیماری همانند بسیاری از بچه های جبهه و جنگ آرام و مطمئن و در سکوت خبری به رحمت خدا رفت ...
... سال گذشته فرصتی نصیبم شد تا گفتگوی مفصلی با این بزرگ مرد استوار و قهرمان داشته باشم ... بعدها بخش هایی از آن گفتگوی چندین ساعته در نشریه طوبی منتشر شد.
شاید آشنایی با سقای جبهه ها برای نسل سومی ها و شاید و شاید یاد آوری تلاش ها و استقامت او در جبهه ها برای بعضی نسل دومی ها و اولی ها _ که نمی دانم ! چه کرده اند یا چه می کنند که این روز ها به مصادره جنگ و شهدا به نفع خودشان متهم می شوند!- خالی از لطف نباشد...
و اینک آن گفتگو (آشنایی با « سقای جبهه ها » مرحوم حاج شکرالله ستوده را از زبان خودش) امیدوارم خیلی مزاحم وقت گرانبهایتان نشده باشم .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/08/17ساعت 9:3 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
از اندیشه شهر تا شهر اندیشه
از دفینه ها و بقایای بجای مانده از مردمان سیلک که یکی از نخستین سکونتگاه های بشر را در فلات پهناور ایران بنا نهادند و با ساختار ویژه ای که در شهرنشینی داشتند کهن ترین تمدن را برای ما به یادگار گذاشتند ؛ اینگونه برداشت می شود که آنها انرژی را می شناختند و آن را به خوبی مهار کرده بودند و با وجود اینکه هنوز خبری از اکتشاف نفت و گازبه گوش آنها نرسیده بود! و بوی نفت را سر سفره خود حس نکرده بودند! مشکلی با انرژی نداشتند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/08/07ساعت 6:50 بعد از ظهر  توسط عباس شافعی
|
صنعت گردشگری هرچند در دنیا صنعتی،دیر پایه است و در ردیف یکی از سه منبع درآمدی اول به شمار می آید ولی در ایران به دلایل فراوان هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است از جمله این دلایل فقر زیرساخت های لازم برای جذب گردشگر است؛ و مهمترين زیرساخت نبود مراکز اقامتی مناسب همچون هتل ، متل ، مهمانسرا و...است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/07/19ساعت 7:40 قبل از ظهر  توسط عباس شافعی
|
حوالی ظهر روز پنجم خرداد ماه سال 1386 و در گرمای سوزان کاشان ، مردم از گوشه و کنار شهر به این امید به طرف میدان جهاد سرازیرمی شدند که شاید تنها خواسته دیرینه آنها برآورده شود ....
در این روز همه گروه ها و جناح ها حتی نشریات محلی نیمه جان شهر نیز با هم یک صدا شده بودند و دیگر کسی از آب حرفی به میان نمی آورد؛همه یکصدا تیتر زدند ....
ساعت 16و بیست و دودقیقه خبرگزاری ها نخستین خبر خود از میدان جهاد کاشان را اینچنین مخابره کردند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه
1387/07/12ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط عباس شافعی
|
از سوی دولت و با صدور بخشنامه ای ساعت کار کارمندان در ماه رمضان کاهش یافت
سه گانه ای در باب کم کاری در ماه مبارک رمضان
مدتی است پست هایی را می نویسم و تا نزدیک قرار گرفتن در صفحه وبلاگ پیش می رود ولی نمی دانم چگونه می شود که آخرین لحظه از خیرش! می گذرم و به بایگانی سپرده می شود. آخرین آن «اندرباب طرح تحول اقتصادی دولت بود و مصاحبه خبرنگار رسانه ملی در انگلیس با یک پیرزن بازنشسته که قبض برقش به پول ما ایرانی ها می شد 500 هزار تومان و...» یا «مرقومه ای اندر باب مردی که با رها برای کاشان گریه کرده و حالا شهردار کاشان شده است »(1) و...
بگذریم...
اول اینکه:
در روایت های اسلامی آمده است زمانی که به پیشنهاد سلمان فارسی قرار شد اطراف مدینه خندق کنده شود با ابتکار پیامبر (ص)به هریک از مسلمانان سهمیه ای در حفر خندق واگذار شد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه
1387/06/10ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط عباس شافعی
|